الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

379

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

اعضاى توطئه اما مهمترين افراد و اعضاى توطئه‌گر عبارتند از : 1 - منتصر منتصر نسبت به پدرش جعفر ، كينه‌اى داشت ، به نظر من اين كينه به دو مطلب ذيل مربوط مىشد : اوّل ، آن كه متوكّل نسبت به پسرش ، منتصر بىاعتنا بود و او را تحقير مىكرد و در خوارسازى او به قدرى پيش رفت كه به صورت عقده‌اى در آمد و دلش پر از خشم پدر شد متوكّل يك روز پيش از كشته شدنش او را طلبيد ، گاهى دشنام مىداد و گاهى بيش از حد توان از او عيبجويى مىكرد و به وزيرش فتح بن خاقان گفت : « من از خدا و خويشاوندى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بيزار باشم ، اگر او را نزنى و فتح از جا بلند شد و دو سيلى به صورت منتصر زد » . . . و به حاضران مجلس گفت : « شما شاهد باشيد كه من اين مستعجل - يعنى منتصر - را از وليعهدى خودم بر كنار كردم » و رو به منتصر كرد و گفت : « من نام تو را منتصر گذاشتم اما مردم نادانى تو را ديدند ، به اين جهت از هم اكنون مستعجل نام گرفتى » منتصر در جواب پدرش گفت : « اگر تو دستور مىدادى ، گردن مرا بزنند براى من آسانتر از اين كارى بود كه كردى » و از نزد او بيرون رفت در حالى كه دلش پر از كينه پدرش بود و تصميم بر اجراى فورى توطئه قتل او گرفت . دوم ، آن كه متوكّل خشم و كينهء زيادى نسبت به امام امير المؤمنين عليه السّلام داشت اما منتصر بر عكس پدرش ، علاقهء زيادى به امام امير المؤمنين و فرزندان علوى آن حضرت داشت ، به طورى كه بعضى از مورّخان گفته‌اند ؛ اين خود يكى از عوامل اقدام وى بر قتل پدرش بوده است .